وقتی پاییز میرسد . وقتی خزان است . و آنگاه که دلم میخواهد گوش دهم به ترنم ترانه ای ...اولین چیزی که به فکرم میرسد .ترانه جاودان شد خزان است . ترانه ای که سالها در گوشم در انعکاس بوده ولی هرگز بوی کهنگی نگرفته است .
شد خران از خزان و پاییز یک آشنایی میگوید و از غم و حسرت . از بی وفایی ها و عهد شکنی ها . از دلی در خون در فراق یار . از عمری که در وفا ی به عهد سپری شد و آنگاه تنها نصیبش این بود که چونان اشکی از چشمی فرو ریزد . شد خزان ... خزانی در دل پاییز دل است . این یک ترانه جاودان است و جاودانگیش را مرهون جواد بدیع زاده است که صدایی فراموشی ناپذیر را بر روح و روانمان جاری میکند .
جواد بدیع زاده از هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی ایران در سال ۱۲۸۱ شمسی در تهران به دنیا آمد. پدرش «آقا سید رضا بدیع کاشانی» ملقب به «بدیع المتکلمین» روحانی مشروطهخواه روشناندیشی بود که به سید اناری شهرت داشت. وی فرزندش را نیز غالباً به مجالس وعظ و روضهخوانی خود می برد تا با شیوه آوازخوانی مذهبی آشنا شود. بدیع المتکلمین با تسلط کافی بر ردیف موسیقی ایرانی، پسر خود را نیز به فن آواز موذنی و روضه خوانی و تعزیه آشنا ساخت و او از تجربیات پدر استفاده کرد و به فراگیری گوشهها و ردیفهای موسیقی دستگاهی ایران پرداخت. جواد، موسیقی ردیف سنتی و گوشههای بیشمار آن را از پدر و نیز از دایی خود «میرزا یحیی سعید واعظین» که او نیز از واعظان خوش صدای زمان خود بود، فرا گرفت. او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه تدین و دوره متوسطه را در مدرسه آلیانس فرانسویها و سپس دارالفنون به پایان رساند و از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۳۱ در مجلس شورای ملی استخدام شد و به عنوان نماینده خدمت کرد. استاد بدیع زاده علاوه بر خوانندگی در امر آهنگسازی نیز از بزرگان موسیقی ما به شمار میآید. در سال ۱۳۰۴ که کمپانی انگلیسی صفحه پرکنی «هیز مسترزویس» به قصد تهیه و ضبط صفحه از نواختهها و خواندههای هنرمندان ایرانی نماینده خود را به ایران اعزام کرد و شعبهٔ خود را در تهران گشود، بدیع زاده به عنوان نخستین خواننده مرد، با معرفی و توصیه عبدالحسین خان شهنازی، انتخاب شد و اولین صفحه او با عنوان «جلوه گل» روانه بازار شد که شامل دو قطعه آواز و سه تصنیف از ساختههای خودش بود. از آن پس تا سال ۱۳۱۴ بدیع زاده ۲۴ تصنیف ساخت که همه روی صفحه ضبط شده است. او در سالهای بعد در سفرهایی به حلب و بیروت و برلین و شبه قاره هند، بر شمار ضبط آهنگهای خود افزوده است. از میان آفریدههای معروف او میتوان از سرود «ایران، کشور داریوش» و ترانههای جلوه گل، داد دل، دل افسرده، هدیهٔ خاک، گل پرپر و «خزان عشق» یاد کرد. «خزان عشق» که تا زمان ما جاذبهٔ خود را حفظ کرده در سال ۱۳۱۳ در پیوند با متنی عاشقانه از «رهی معیری» ساخته شده است. استاد بدیع زاده با افتتاح رادیو به جمع هیات ارکستر آن زمان رادیو پیوست و در کنار استادانی چون «حسین تهرانی»، «مرتضی نی داوود»، «حبیب سماعی» و «استاد ابوالحسن صبا» آثار با ارزشی را در حوزهٔ موسیقی ایرانی پدید آورد. استاد بدیع زاده سالها عضو شعر و موسیقی رادیو تهران بود.جواد بدیع زاده، سرانجام در دی ماه سال ۱۳۵۸ در سن هفتاد و هشت سالگی، بر اثر دومین سکته مغزی، در تهران چشم از جهان فرو بست و در بهشت زهرا (قطعه: 8 ردیف:2 شماره:26) به خاک سپرده شد. از او صفحات و نوارهای بسیاری بر جای مانده است که همهٔ از درخشانترین آثار موسیقایی است.
ترانه شد خزان بر اساس شعربسیار زیبایی از شاعر بزرگ کشورمان رهی معیری ساخته شد . در سال 1313 حاصل یک همکاری بین دو هنرمند بزرگ کشورمان یک ترانه بسیار زیبا شد که اینک میشنویم .
به صحرای معنی گذر، تا ببینی بهاری که بیم خزانی ندارد
جمال حقیقت کسی دیده باشد که در باز گفتن زبانی ندارد
درین دانه مرغی تواند رسیدن که جز نیستی آشیانی ندارد
تنی را، که در دل نباشد غم او رها کن حدیثش، که جانی ندارد
به چیزی توان برد چیزی که این جا به نانی نیرزد، که نانی ندارد
بگفت اوحدی هر چه دانست با تو گرش باز یابی زیانی ندارد
باتشکرفراوان ازجناب اقای امیرخیزی @};-بابت یک انتخاب شایسته دیگر.تصنیفی بیادماندنی ازموسیقی کشورمان که همیشه و همه جا ورد زبانهاست و همواره با شنیدن آن خاطرات ایام به یاد می آید: شد خزان گلشن آشنایی ...
تصنيف بسيار زيبايي كه يك سر پرتت مي كند به ايران قديم و بانوان روبنده بر رو و مردان شال به كمر را در جلوي چشمانت به تصوير مي كشد و درشكه اي كه مسافران اصيل زاده را با دبدبه و كبكه به مقصد مي رساند و برگها به نواي باد مي رقصند و زاغها اريكه ي حكومت خويش را تا بلندترين شاخه ها گسترده اند و سمفوني خزان نواخته مي شود .....@};-@};-
مرسی از گلچین "ماندگارهای" موسیقی و ترانه ایرانی و این دال بر سلیقه زیباشناسایانه شماست!
با وجود کمال دلنشینی در این اثر موسیقی سبک کلاسیک ایرانی، نکته های محتوائی در مورد خزان موجودند که برای درک و تسلط به دیالکتیک طبیعت در این مورد باید به آنها اشاره کرد و از شاعر این شعر ترانه انتقاد کرد که نتوانسته است مفهوم واقعی فصل خزان و نقش آن را در پیرایش و کاهش بارهای زندگی، افکار و احساسات فسیل شده، غمهای لانه کرده در درون، قلبی آکنده از بارهای عشق، لانه های خرابه انتظار را در گوشه های چشم و غیره به زبان آورد که همانند قطره اشکی که بر روی گلبرگهای خشکیده گونه ها بوسه وداع می زند و بر روی برگهای ریخته می تراود و روان آدمی را سبکبال کرده و ّ آن را به پرواز در می آورد.
در اینجاست که شاعر ترانه صحنه طبیعت را به صحنه درون خودش منتقل می کند زیرا که او هم به منزله بخش غیرقابل تفکیک این طبیعت مادی است و همانند طبیعت جهار فصل افراطی درون خود را دارد. پائیز فصل خزان است، اکثر قریب به اتفاق درختان برگهای خودشان را می ریزند تا این که بتوانند، در زمستان بار برف و یخ را تحمل بکنند، به جای این که بارهای زندگی را در خود انباشته بکنند.
کاش ما انسانها هم می توانستم از دیالکتیک و شعور طبیعت یاد بگیریم، بارهای زندگی، غمها، افکار منفی، عناصر نابوده کننده آگاهی و غیره را مثل درختان در پائیز بریزم تا برای فصول بعدی احساس سبکی در فکر، خیال و روان بکنیم. بنابراین پائیز فصل و اصل پیرایش (آرایش از طریق کم کردن) بارهای زندگی است. هر برگی که می ریزد، تاریخ خودش را دارد و سمبل یادگاری و زیبائی برای فصولی است که در آنها برگها نمی ریزند، زیرا که به طبیعت چیزی اضافه نمی گردد و در آن هم چیزی از بین نمی رود، بلکه همه چیز در حال تغییر و شدن و تبدیل است.
پائیز به معنای تداعی عهد شکنیها، حسرتها، بی وفائی ها و مشابهات نیست، بلکه دور ریختن همه بارهای منفی درون، آگاهی، فکر و احساس است تا زمستان تحمل کرده و بعد از یک دوره استراحت و تعمق در همه دیده ها و چشیده، با انگیزه های نو و رنگارنگ در بهار به شکوفائی برسیم.
کاش ما هم می توانستیم از طریق انتقاد، انتقاد از خود و انتقاد از انتقاد، مدام در حال شدن، تغییر و تبدیل بشویم تا از یک شکوفائی کمی ـ کیفی به یک شکوفائی دیگری با ماهیت دیگر دگردیسی بکنیم
یه اهنگ نوستالوژیک زیبا و بیادماندنی... هنوزم که هنوزه بغض رهی و ناله بدیع زاده آشناست و جانکاه... بسیار زیباست و انتخابتان عالی اقای امیرخیزی سپاس@};-
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید.
ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
رموز طریقت بیانی ندارد
به صحرای معنی گذر، تا ببینی
بهاری که بیم خزانی ندارد
جمال حقیقت کسی دیده باشد
که در باز گفتن زبانی ندارد
درین دانه مرغی تواند رسیدن
که جز نیستی آشیانی ندارد
تنی را، که در دل نباشد غم او
رها کن حدیثش، که جانی ندارد
به چیزی توان برد چیزی که این جا
به نانی نیرزد، که نانی ندارد
بگفت اوحدی هر چه دانست با تو
گرش باز یابی زیانی ندارد
باتشکرفراوان ازجناب اقای امیرخیزی @};-بابت یک انتخاب شایسته دیگر.تصنیفی بیادماندنی ازموسیقی کشورمان که همیشه و همه جا ورد زبانهاست و همواره با شنیدن آن خاطرات ایام به یاد می آید:
شد خزان گلشن آشنایی ...
@};-@};-@};-@};-@};-
با وجود کمال دلنشینی در این اثر موسیقی سبک کلاسیک ایرانی، نکته های محتوائی در مورد خزان موجودند که برای درک و تسلط به دیالکتیک طبیعت در این مورد باید به آنها اشاره کرد و از شاعر این شعر ترانه انتقاد کرد که نتوانسته است مفهوم واقعی فصل خزان و نقش آن را در پیرایش و کاهش بارهای زندگی، افکار و احساسات فسیل شده، غمهای لانه کرده در درون، قلبی آکنده از بارهای عشق، لانه های خرابه انتظار را در گوشه های چشم و غیره به زبان آورد که همانند قطره اشکی که بر روی گلبرگهای خشکیده گونه ها بوسه وداع می زند و بر روی برگهای ریخته می تراود و روان آدمی را سبکبال کرده و ّ آن را به پرواز در می آورد.
در اینجاست که شاعر ترانه صحنه طبیعت را به صحنه درون خودش منتقل می کند زیرا که او هم به منزله بخش غیرقابل تفکیک این طبیعت مادی است و همانند طبیعت جهار فصل افراطی درون خود را دارد.
پائیز فصل خزان است، اکثر قریب به اتفاق درختان برگهای خودشان را می ریزند تا این که بتوانند، در زمستان بار برف و یخ را تحمل بکنند، به جای این که بارهای زندگی را در خود انباشته بکنند.
کاش ما انسانها هم می توانستم از دیالکتیک و شعور طبیعت یاد بگیریم، بارهای زندگی، غمها، افکار منفی، عناصر نابوده کننده آگاهی و غیره را مثل درختان در پائیز بریزم تا برای فصول بعدی احساس سبکی در فکر، خیال و روان بکنیم. بنابراین پائیز فصل و اصل پیرایش (آرایش از طریق کم کردن) بارهای زندگی است.
هر برگی که می ریزد، تاریخ خودش را دارد و سمبل یادگاری و زیبائی برای فصولی است که در آنها برگها نمی ریزند، زیرا که به طبیعت چیزی اضافه نمی گردد و در آن هم چیزی از بین نمی رود، بلکه همه چیز در حال تغییر و شدن و تبدیل است.
پائیز به معنای تداعی عهد شکنیها، حسرتها، بی وفائی ها و مشابهات نیست، بلکه دور ریختن همه بارهای منفی درون، آگاهی، فکر و احساس است تا زمستان تحمل کرده و بعد از یک دوره استراحت و تعمق در همه دیده ها و چشیده، با انگیزه های نو و رنگارنگ در بهار به شکوفائی برسیم.
کاش ما هم می توانستیم از طریق انتقاد، انتقاد از خود و انتقاد از انتقاد، مدام در حال شدن، تغییر و تبدیل بشویم تا از یک شکوفائی کمی ـ کیفی به یک شکوفائی دیگری با ماهیت دیگر دگردیسی بکنیم
@};-@};-@};-@};-@};-
هنوزم که هنوزه بغض رهی و ناله بدیع زاده آشناست و جانکاه...
بسیار زیباست و انتخابتان عالی اقای امیرخیزی
سپاس@};-
http://hadi18.miyanali.com/133 :choxB-)B-)
تشکر@};-@};-@};-
هادی18: اینم عکس خودم (گذاشتم که چشمه خیلیهارو تو سایت در بیارم)
عاشق اين آهنگم
ممنون 5:)@};-
یکی اثرهای فراموش نشدنی است%%-
سپاس فراوان از دوست گرامی امیر خیزی...B-)%%-
_♥♥_♥♥آپم
_♥♥___♥♥آپم
_♥♥___♥♥_________♥♥♥♥آپم
_♥♥___♥♥_______♥♥___♥♥♥♥آپم
_♥♥__♥♥_______♥___♥♥___♥♥آپم
__♥♥__♥______♥__♥♥__♥♥♥__♥♥آپم
___♥♥__♥____♥__♥♥_____♥♥__♥آپم
____♥♥_♥♥__♥♥_♥♥________♥♥آپم
____♥♥___♥♥__♥♥آپم
___♥___________♥آپم
__♥_____________♥آپم
_♥_____♥___♥____♥آپم
_♥___///___@__\__♥آپم
_♥___\______///__♥آپم
___♥______W____♥آپم
_____♥♥_____♥♥آپم
_______♥♥♥♥♥آپم
فراق...: _♥♥_♥♥آپم _♥♥___♥♥آپم _♥♥___♥♥_________♥♥♥♥آپم _♥♥___♥♥_______♥♥___♥♥♥♥آپم _♥♥__♥♥_______♥___♥♥___♥♥آپم __♥♥__♥______♥__♥♥__♥♥♥__♥♥آپم ___♥♥__♥____♥__♥♥_____♥♥__♥آپم ____♥♥_♥♥__♥♥_♥♥________♥♥آپم ____♥♥___♥♥__♥♥آپم ___♥___________♥آپم __♥_____________♥آپم _♥_____♥___♥____♥آپم _♥___///___@__\__♥آپم _♥___\______///__♥آپم ___♥______W____♥آپم _____♥♥_____♥♥آپم _______♥♥♥♥♥آپم